اسناد عمومی، دموکراسی یا بروکراسی

Blog page

به نام خدا

نشست روز اسناد مورخ ۱۹/۲/۹۵
سخنران: دکتر خیراندیش

مطلبی که درباره اش صحبت می کنم عنوانش اینه: اسناد عمومی، دموکراسی یا بروکراسی

یک بحث نظری خواهم کرد ولی پایانش یک نتیجه گیری عملی برای شما ها خواهد شد راجع به تاریخ خانوادگی. خب تا یه کمی فکر کنید و من وارد اصل بحث می شم یک مقدمه نامربوط می گم اول من تشکر می کنم از جناب کمالی که سبب این جلسه شدن. یکی دیگه اینکه از اینکه جمع تون جمعِ یعنی چند نفر اومدن که می خوان یه چیزی بشنوند اینکه کار دیگه ای ندارند این خیلی بهتره تا اینکه یک گله ای از آدم. اگه سئوالی، صحبتی، مطلبی، بحثی دارید مطرح کنید منم از شما می تونم یاد بگیرم این طور نیست که من همش می تونم به شما یاد بدم. اما دهه ها می گذره که یک بحثی راه افتاده تحت عنوان مراکز اسناد. تقریبا در تمام کشورهای پیشرفته دنیا مراکزی برای اسناد وجود داره بهتر هست بگیم مراکز اسناد آرشیوی که همه سندها که الان شما هم در اختیارتون هست عمدتاً آرشیوی هست و به غیر از آرشیو بسیار کم هست حتی در دنیا هم کم هست. البته سند هر چیزی ست که بتونه به ما یک آگاهی رو منتقل کنه، تعریف سند اینه. گفتن هر چیزی که بتونه یک آگاهی رو به ما منتقل کنه حالا چه کاغذی باشه، چه سنگی باشه به هر شکلی می خواد باشه. کتیبه بیستون هم یک سندِ مال چند هزار سال پیش. دیدید چیز جدیدی بحث سند نیست اما اینکه اسناد آرشیوی شکل بگیره مراکزی تحت عنوان بایگانی ها وجود داشته باشه و بعداً تابع یک نظم جهانی باشه مثل سازمان جهانی آرشیوها و اسناد و در هر کشوری یک سازمان اسناد ملی به وجود بیاد و اینا یکی از خصوصیات دوره مدرن هست، یعنی تلازم و تقارن داره با شکل گیری دولت، جامعه و انسان مدرن و این از چند قرن خیلی اون طرف تر نمیره. شاید هم در جایی مثل کشور ما الان حدود ۵۰-۴۰ سال هست که چنین مراکزی راه افتاده ما بیشتر هم تلقی علمی از بحث داریم ولی در اصل این طور نبوده یعنی کسی این تصور رو در اختیار نداشته که راجع به اسناد بخوان کار علمی بکنن بلکه دلایل و مسائل دیگری رو داشته که باز با همین بحث شکل گیری انسان، جامعه و دولت مدرن تناسب داشته و از اون لحاظ به چه معنا! اسناد در یک دوره طولانی حسب اینکه تا چه میزان کاربرد اون در جامعه نقش داشته مکتوبات می تونسته مذموم فرمانروایان رو بیشتر در خودش داشته باشه مثلاً پادشاهی دستور داده یک فرمانی صادر بشه. کسی هم حقی بر اون فرمانروا نداشت اون فرمانروا هم هر حقی بر هر کسی داشت دوره های قدیم این طور بود دیگه. از این معنا که میایید بیرون اسناد بیشتر ناظر بر مالکیت شخصی بود یه کسی ازدواج کرده، یه قباله ای براش نوشتن. یه کسی زمینی خریده و براش قباله ای نوشتن شما عمده اسنادی که می بینید به همین صورت هست. اگر خارج از این دو معنا ببینیم یعنی یا ملک فرمانرواست یا ملک شخصِ از نظر مالکیت یک زمین یه چیزی. چیز دیگه ای وجود نداره مگر اینکه شما برید در کتاب های بخصوصی که راجع به فن انشاء هست ببینید در مورد مکاتبات در هر سطحی و از هر نوعی حالا ببینید چه بحث هایی هست چه الگوهای نامه نگاری هست مثلاً کتاب عتبه الکتبه یک کتاب شناخته شده هست ، کتاب دستورالکاتب فی تعیین المراتب نوشته نیوشا نخجوانی در ۲۴ جلد بزرگ، کتاب صبح اعشا فی صناعت انشا ۱۴ جلدِ توی اینها نمونه هایی از نامه ها اومده که مثلا اگه خواستیم به فرمانروای چین نامه بنویسیم ،چه طوری باید بنویسیم؟ حالا نمونه ای هم آورده و ممکنه که اتفاقا برای ما هم یه مطلب تاریخی داشته باشه و بتونیم ازش استفاده کنیم ، کتابهای ارزشمندی از این نمونه کتاب هم خیلی هست، اروپایی ها هم در بحث اسناد اگر سمت ما رو نگاه کنید اولین چیزهایی که خواستن ببینن و گرفتن همین ها بود، کتابهایی هم خودشون نوشتن در فن نامه نگاری مثلا فارسی که چه طوری به پادشاه ایران باید نامه نوشت ، با چه القاب و عناوینی و چه شکل و ترتیبی چون به غیر از این بود قبول نمی شد. الان تنها جایی که تا حدی من اطلاع دارم در این قالب هنوز سند تولید می شه وزارت امور خارجه هست، اونها بایستی در یک قالبهای معینی مکاتبات خودشون رو بنویسیند ، میدونید که در قدیم به وزارت امور خارجه مثلاً می گفتن اداره مراسلات ، اداره ترسل، و حتی در دوره فتحعلی شاه که اولین بار بحث وزارت امور خارجه مطرح شد هنوز ما کسی رو داشتیم که مقام رسائل رو بر عهده داشت، بعدا شد وزارت خارجه. همین الان باید اینها رو خیلی دقیق رعایت کنن، که به پادشاه آمریکا چه طوری بنویسن، به پادشاه انگلیس چه طوری بنویسن، به رئیس جمهور یه جای دیگه چه طوری بنویسن. این قواعد رو دارن. اما اینها هیچ کدام در بحث اسناد عمومی نیامد بلکه وقتی بحث اسناد عمومی پیش آمد که مفهوم دولت ملت شکل گرفت یعنی گفتن دولت برخواسته از مردم هست و حقی بر دولت برای مردم تعیین شد از این جهت که مالیات می پردازند در نتیجه یک اداره ای شکل گرفت در هر دولتی به نام مالیه عمومی، این مالیه عمومی اسنادی داشت که یک طرفش دولت بود و یک طرفش یک دولت دیگری بود یا شخصی بود، این قسمت از اسناد که یک طرفش به مالیه عمومی یا خزانه کشور مربوط می شد در دموکراسی های جدید می گفتن حق مردم هست که ببینن این سندها رو، به همین جهت هست که مثلا آرشیو ملی انگلستان رو که از اولین نمونه این ادارت هست سالها اسمش بود public record office اداره اسناد عمومی،بینید اصلا بحث تحقیق و این چیزها در کار نیست یه مقدار سند اداریست از کجا معلوم که چیز تحقیقی به درد بخوری درونش داشته باشه اینکه ارزش تحقیقی سند داشته باشه بستگی به محقق دارد که دنبال چی باشه، شاید یه چیزی روخیلی ها بگن به درد نمی خوره ولی اون بتونه چیزی ازش بفهمه، یا اینکه از این اسناد بشود کاری دیگری انجام داد نیست، خیلی از این اسناد اصلا سری نیست مخفی نبوده گاهی، مثلا صورت مذاکرات مجلس انگلیس، چیز مخفی ای نبوده علنا که صحبت می کنن یادداشت می کنن همیشه که داشتن من میتونم استفاده کنم ازش، منعی نبوده حتی، منتهی بعد از مدتی مثلا دوره ۳۰ ساله منتقل می کردن به جایی که راحت تر مردم بتونن استفاده کنن، اگر چیزی به هر دلیلی سری امنیتی، دفاعی و امثال اون هم بوده برش میداشتن، اصلاً منتشرش نمی کنن، پنهان هم نمی کنن، می گن نمی شه کسی ببینه، چون ما مثلا در همین public record office که الان اسمش شده مرکز اسناد ملی انگلستان اسمش شده تازه میرید یه سندی که میزارن جلوی یه پرونده ای، نمی پرسن که تو کی هستی چی هستی کجایی هستی، هیچ مشکلی نداره راحت میتونی ببینی، البته خب ترتیبات حفاظتی و حراستی شون شون خیلی دقیق و خوب هست. البته خب چیز محرمانه ای داخلش نیست ، اگر همچین چیزی بوده باشه روش نوشته که چهار تا سند از این پرونده ما برداشتیم، جای تیغ زدنش هم معلومه، انکاری هم ندارن در این قسمت. اما اینکه بتوانند مردم سندی رو ببینن نه محقق فقط هر کسی ، این رو از نظر خودشون حق عمومی میدانند در همان راستای دموکراسی برای نظارت بر عملک